آنچه باید درباره داستان دنیا در چشمانت(1) بدانید
-
تاریخ: 1405/4/28 ساعت: 0:40
داستان دنیا در چشمانت(1)جزئیات تکمیلی این موضوع به همراه بخشهای مهم در ادامه ارائه شده است.خب این اولین قسمت اولین داستان اولین وبلاگمه.خخخخخمامان:آتناااا بیا پایین مرجان اومده.آتنا:باشه مامان جون ازش پذیرایی کن اومدم....آخ جون بالا خره اومد.داشتم جلوی آینه خودمو درست میکردم که صدای در اومد......در...
دنیا در چشمانت 2 در کانون توجه
-
تاریخ: 1405/4/28 ساعت: 0:40
دنیا در چشمانت 2در ادامه اطلاعات مربوط به این مطلب و نکات قابل توجه آن را مشاهده میکنید.دکتر: نه بابا بی ادبی چی عزیزم. ولی فکر میکردم تیز تر از این حرفا باشی! خب من که فارسی صحبت میکنم و ایرانی ام بایدم خواننده های هموطنمو بشناسم یا نه؟کامران: اوه بله درست میگین.حالا میشه بگین دلیل بیهوشیم و این ص...
جزئیات تازه از دنیا در چشمانت ۳
-
تاریخ: 1405/4/28 ساعت: 0:40
دنیا در چشمانت ۳در این مطلب نکات مهم و اطلاعات مرتبط با این موضوع را مرور میکنیم.امروز پرواز داریم... و هنوز منو کامران زیاد با هم حرفی نمیزنیم...واقعا عجب اشتباهی کردم روزی چند بار به این نتیجه میرسم که واقعا کارم دور از منطق بود . هر چند آخه فکرشم نمیکردم حساسیت داشته باشه....بگذریم. اه الان نیم ...
پست موقت در کانون توجه
-
تاریخ: 1405/4/28 ساعت: 0:40
پست موقتدر این مطلب نکات مهم و اطلاعات مرتبط با این موضوع را مرور میکنیم.اگر تا 2 هفته هر کس هر کدوم از راه حل های زیر رو انتخاب کنه و نظر بذاره بهش عمل میکنم واقعا!2. تغییر کلی سبک و داستان رمان
داستان دنیا در چشمانت(1)
-
تاریخ: 1401/10/2 ساعت: 19:00
خب این اولین قسمت اولین داستان اولین وبلاگمه.خخخخخ . . . از زبون آتنا: مامان:آتناااا بیا پایین مرجان اومده. آتنا:باشه مامان جون ازش پذیرایی کن اومدم. ...آخ جون بالا خره اومد.داشتم جلوی آینه خودمو درست میکردم که صدای در اومد... تق تق تق آتنا:بیا تو ...در رو باز کرد و اومد کنارم وایستاد واز تو آینه بی...
پست موقت
-
تاریخ: 1397/11/22 ساعت: 21:48
دوستای گلم مرسی که این چند سال منو تحمل کردید! :/ ولی یه جورایی علاقه ای به ادامه دادن ندارم(میتونید ادامه ی زندگی برداشت کنید) اگر تا 2 هفته هر کس هر کدوم از راه حل های زیر رو انتخاب کنه و نظر بذاره بهش عمل میکنم واقعا! 1. بستن وبلاگ 2. تغییر کلی سبک و داستان رمان 3.ادامه رمان
دنیا در چشمانت 2
-
تاریخ: 1396/5/19 ساعت: 2:51
دکتر: نه بابا بی ادبی چی عزیزم. ولی فکر میکردم تیز تر از این حرفا باشی! خب من که فارسی صحبت میکنم و ایرانی ام بایدم خواننده های هموطنمو بشناسم یا نه؟ کامران: اوه بله درست میگین.حالا میشه بگین دلیل بیهوشیم و این صدای نه چندان قشنگ چیه؟ دکتر:خب!!!عزیزم تو به فلفل حساسیت شدید داری، یا به قولی آلرژی حاد
دنیا در چشمانت ۳
-
تاریخ: 1396/5/19 ساعت: 2:51
از زبون هومن امروز پرواز داریم... و هنوز منو کامران زیاد با هم حرفی نمیزنیم...واقعا عجب اشتباهی کردم روزی چند بار به این نتیجه میرسم که واقعا کارم دور از منطق بود . هر چند آخه فکرشم نمیکردم حساسیت داشته باشه....بگذریم. اه الان نیم ساعته توو حیاط فرودگاه علافیم پس این پدرام چرا نمیاد کامران(زیر لب):
واقعا شرمنده
-
تاریخ: 1395/6/16 ساعت: 7:27
سلام دوستای گلم.سال نوی همه تون مبارک باشه انشاءالله.حال و احوالتون چطوره؟من واقعا یک معذرت خواهی بزرگ بهتون بدهکارم بابت آپ اسفند.اصلا به خود وبلاگ سر نزده بودم و نمیدونستم ادامه مطلب وجود نداره.واقعا شرمنده م.ولی این ماه یه آپ تپل میذارم.به زودی.لطفا نظر بدین این جمله رو همه وبلاگ نویسا میگنا!ولی ...
من اومدم...
-
تاریخ: 1395/6/16 ساعت: 7:27
اینم ادامه داستان.ببخشید که دیر شد....از زبان کامران؛دکتر:نه بابا بی ادبی چی عزیزم!ولی فکر میکردم تیز تر از این حرفا باشی! خب من که فارسی صحبت میکنم و ایرانی ام باید خواننده های همطونمو بشناسم یا نه؟ کامران: اوه بله درست میگین.حالا میشه بگین دلیل بی هوشیم و این صدای نه چندان قشنگ چیه؟ دکتر: خب!تو به...
سلام دوسسسسسسسستان
-
تاریخ: 1395/6/16 ساعت: 7:18
سلام.واقعا ببخشید که دیر شد.از اول داستانو میذارم.به خدا قاطی کردم تا کجا نوشته بودم.خخخخ ببخشید واقعا!!!! . . . . ادامه مطلب
خداحافظی
-
تاریخ: 1395/6/16 ساعت: 7:18
سلام به دوستان انگشت شماری که به وبلاگم سر زدن من نمیتونم دیگه این رمانو ادامه بدم باید به همین زودی ازتون خداحافظی کنم من دیگه تا اون حد قدیم طرفدار کامران هومن نیستم که اینکارو ادامه بدم ولی هستن کسایی که تو این کار موفقن... وبو پاک نمیکنم و همیشه هر زمان هر نظری که بدین رو میخونم و تایید میکنم از...